جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2010
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ذكر مىكنيم ؛ آنگاه عقيدهاى كه احساس مىكنيم با زندگى ما هماهنگى دارد ، مورد تفسير قرار مىدهيم . اين عقيده ، نه از منطق نظرّيات خشك و بىروح بلكه از منطق حيات اخذ شده است و هر موجود زندهاى در روح و وجدان خود آن را درمىيابد . همهء نظرّيات علمى كه واقعيت مادى و معنوى انسان را مورد توجه قرار داده و برآناند تا مسير را براى شناخت مفهوم قوميت و آشكار كردن حقيقت معناى آن هموار سازند ، بر اين اتفاق دارند كه : جسم انسان تركيبى است از موادى كه در زمين و فضا و اجرام آسمانى وجود دارد . بنابراين انسان همچون ارتباط شاخه به ريشه يا جزء به كل با محيط خارجى خود ، ارتباط دارد . از سويى معنويات انسان نيز زاييده موادى است كه در جسم او و در محيط خارجى موجود است . ارتباط معنويات انسان با عناصر مادى بدن و محيط زندگيش ، همچون ارتباط گرما با آتش يا نور با خورشيد است . بدينسان ، انسان در احاطهء يك سلسله امور خارجى مادى و معنوى است و پيوسته با محيط خود در دادوستد است . از نظر مادى وجود انسان از اين محيط نشأت گرفته و به گونهاى است كه بايد آب ، غذا ، هوا و ساير نيازهاى جسمى خود و نسل خود را از آن بگيرد ، و از نظر معنوى نيز انسان از محيط خارجى و وجودِ آن جدا نيست ؛ زيرا بدن او كه سرچشمه معنويات و اخلاقيات اوست ، از همين محيط پيدا شده و به علاوه ، محيط خارجى در آفرينش معنويات و اخلاقيات ، با جسم او تعامل دارد . انسان بر اثر همين ارتباط مادى و معنوى با محيط پيرامون خود ، در مرحله اول متوّجه وجود خود و در مرحله دوم متوجه دفاع از ذات